سلام
خوبید؟خوشید؟نماز روزهاتون قبول باشه .ما رو هم سر سفره افطار فراموش نکنید. یه چند وقتی نبودم سرم خیلی شلوغ بود این سه هفته آخر. البته ازین به بعد شلوغ ترم میشه با وجود مدرسه و کنکور و ازین جور حرفا ... خوب دیگه غرض مزاحمت بود که به حمد الله حاصل شد. هميشه در كوچه بن بست هم دري است كه به سوي خدا باز مي شود.
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد
سارا به سین سفره مان ایمان ندارد
بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم
یا سیل می بارد و یا باران ندارد
بابا انارو سیب و نان را می نویسد
حتی برای خواندنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس اولی هاست
هی می نویسد این ندارد آن ندارد
بنویس کی آن مرد در باران می آید
این انتظار خیسمان پایان ندارد
ای برادر گوش کن نقطه سر خط
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد 
+
نوشته شده در 86/06/28ساعت توسط عبدالحسینی

سلام اي انتظــار انتظـــارم
سلام اي رهبر و اي يادگارم
سلامم بر تو اي فرزند زهرا
سلامم برتو اي نـــاجي دنيا

عید همه مبارک
به تو مي رسم دوباره زير رگبار ستاره
وقتي بارون نگاهت تو حرير شب مي باره
يا مهدي(عج)وقتي خودم رو مي بينم خجالت مي کشم بهت بگم منتظرتم
اما آقا جون منتظرتم...
تا به حال زير تپش هاي آسمان رقصيده اي ...
رقص هر لحظه به رنگ تنهايي ...
در سکوت مرواريد هاي آسماني ...
تا به حال هم رنگ اين آسمان گشته اي ...
تا به حال هم صداي اين سرود گشته اي ...
تا به حال گوش به اين آسمان لاجوردي دوخته اي ...
اين صداي گريه هر پري که دور افتاده از اين همه زيبايي ...
زيبايي چشمان خيس تو ... زيبايي آن صورت درخشان تو ... زيبايي آن صداي گيراي تو ...
هر لحظه اشکي پشت اشکي مي چکد...
تا که شايد ببارد در نگاه ماه تو ...
تا که شايد پيوندي دهد دستان تو ...
در نگاه گم گشته اين آسمان در ديدار تو ...
تا به حال زير قطرات باران گم گشته اي...
تا به حال در سکوت اين همه نجوا بيدار گشته اي...
اين همان خواهش ديدار توست ...
اين همان گم گشته اميد در ديدار توست .....

هنوزم انتظارم انتظار است
هنوزم دل به سينه بي قرار است
هنوزم خواب مي بينم به شبها
همان مردي که براسبي سوار است
همان مردي که ايد جمعه روزي
واين پايان خوب انتظار است
+
نوشته شده در 86/06/06ساعت توسط عبدالحسینی
