تبليغاتX
جوجو حنایی

جوجو حنایی

اگر به خانه ی من امدی برای من ای مهربان چراغ بیاور ...

HOMEPAGE

E-MAIL

سلام

 

سلام به همه ی بر و بچ  ببخشید من يه يه ماهي نبودم ولی قول میدم ازین به بعد زود تر بیاپم از نظراتتونم خیلی ممنونم . امیدوارم حاله همگی خوف باشه اگه از احوالات اینجانب بپرسید گویم ملالی نیست جزء دوریه..... . خوب دیگه بریم سراغه آپیدن.موفق باشید برای منم دعا کنید . فعلا فی امان الله ...

 

بگذار

 

بگذار غرق شوم.غرق شوم در این دریا

بگذار در این دریا غرق شوم .مگذار! مگذار یاریم کنند.

مگذار کسی یاریم کند. بگو ! بگو به یاریم نیایند

بگو کسی به یاریم نیاید. بگو! بگو اگر کسی آمد...

 تنها دست کسی را می گیرم

که مرا همراهی کند که با من غرق شود

که با من غرق شود در این دریای بی کرانه ...

                                                                   تا اعماق ابدیت    

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:12 توسط جوجو |

 
                  

وقتي که من مردم برروي تابوتم پارچه سياه رنگي بکشيد که همه بدونن سياه  بخت از دنيا رفتم ، دستهايم را باز  بگذاريد که همه بدونن دست خالي از دنيا رفتم ، چشم هايم را باز بگذاريد که همه  بدونن چشم انتظار از دنيا رفتم ، تکه  يخي  بر روي تابوتم بگزاريد که به جاي مادرم برايم  اشک بريزد و به مادرم بگوييد  گل سرخ بر سر مزارم نياورد چون  گلي در  سينه ام دارم که هنوز پرپر نشده   است0